تبليغاتX
بی عشق زیستن نشاید! - "درخشش حسی غریب"
اول نامه جای دل تنگ,چند تا نقطه چین می گذارم...!

نخواستم این بار بنویسم اما خود نویس میگه:

فقط یه ماه داری اونم جوهر من به پاش دیگه!

نگاه خسته،پشت شیشه،باز خیره به مهتاب

آخه کجایی؟یه بارم بیا و بر ما بتاب

دلم می خواد ببینم التماس ماه،به شهر زیبای نگات

ماهی که بالا سرمون،نورشو میکنه فدات

عاشقا هر شب،ماه آسمونو خواهش میکنن

خبر ندارن هر کدوم،ماهو کنارشون دارن

اما ماهی که اون بالاست،نمیشه گفت که مال ماست!

آخه اونم عالمیه،واسه تموم عاشقاست

همش در انتظار نور ماه،تو گنبد سیاه

    پر بکشه،بیاد پایین،نوری غریب،در دو نگاه    

"مانا"

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 13:0  توسط مانا |