![]() |
![]() |
|
| اول نامه جای دل تنگ,چند تا نقطه چین می گذارم...! |
|
هر چی که میگذره دارم برات دیوونه تر میشم چند ساله اما هر روزش ، یاد توئه ، اینجا پیشم یاد تو هر جا که بره ، تو قلبمه ، دور نمیشه مثل یه سرو پرغرور ، تو باغ قلبم همیشه چطور بگم؟ چهار فصل زندگیم شدی بهار سربلندی و تابستون خوشیم شدی دلتنگی فصل خزونمم به یاد تو خوشه زمستوناش، به حسرت نگاه تو ، دروغ میگه که ناخوشه شبا ، روزا ، تاریکیا ، روشنیا همش میگم نیومدی ، تو راهیا ! میدونم این امیدی که برای داشتنت دارم مثل کلاغای تو قصه س ، نرسیدن آخرم ! منو ببخش ، چون میدونم شعرام به رنگ تکراره خواننده ها خسته شدن ، لطفشون اما بسیاره اما یه روزی میرسه ، راز دلو حک می کنم تو قلب پاکتو می گم : عاشق ترینشون منم ! خسته ام از خستگیا ، حرفا و همبستگیا دم از حقیقت میزنن ، وجودشون پر از ریا شماره هارو می شمری ، اما کمه ، عزیزیا ! آخه چقد دوستت دارم ، بازم کنار ما بیا
کلاغه ...
"مانا"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:24 توسط مانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فارسی زبانی 14 ساله قصد توصیف عشق دارد اما این وادی انقدر وسیع است که به رشته کلامش نمی اید.به امید جاودانگی اش!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|