![]() |
![]() |
|
| اول نامه جای دل تنگ,چند تا نقطه چین می گذارم...! |
|
اکنون همه با عشق شما اشک ریزانند با یاد گذشته از روزگار نالانند همه آرزومند استجابت دعایمان هستیم در ناامیدی را به رویمان بستیم به تنفس شما دم زنند،فرزندان وجود بیست و هشت نفر،همه بسته بدان کودک و نوجوان و پیر و جوان همه همخون مادری مهربان مثل شاخه های سرویم همه افتخار و سربلندی،همه مدیون تنه به قلم نمی توان قدردانتان باشیم می نویسم،همیشه به یادتان باشیم آرزوی تک تک ما این است: دلمان از شادی پر،اشکمان را با،دست ...دست هایی که پر از مهر و وفاست پاک کرده و بگویید:جهان چه با صفاست!
خدایا!دل غمگین بیست و هشت فرزند و ... را شاد گردان... آمین
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 15:39 توسط مانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فارسی زبانی 14 ساله قصد توصیف عشق دارد اما این وادی انقدر وسیع است که به رشته کلامش نمی اید.به امید جاودانگی اش!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|