تبليغاتX
بی عشق زیستن نشاید! - توی کلاس قلب تو
اول نامه جای دل تنگ,چند تا نقطه چین می گذارم...!
 

 

چند شبه باز به یاد تو ، خواب توی چشماش نمیاد

نه ابری و نه بارونی ، هیچ کس و جز تو نمی خواد

شهر قشنگ قصه هات ، بدجوری جادو میکنه

دخترکم مثل یه قاصدک ،  پریشونه تو باد

صحبت یاد و باد شده ، یه پرسشی دارم ازت

یاد همون دخترکو ، سپردینش به دست باد ؟!

اسمتو جمع نمی یارم ، منم که شخص غایبم

دخترکم همون منم ، عاشق عشق و شور و داد

منظورمو می فهمی که ، همون که تو نگاهته

کرده منو دیوونه و موندم چرا انقدر زیاد؟!

 به چشم غایبم بهم نگاه کنی ، عاشقتم

اما تو راهم ندادی ، یادت میاد؟

منظورم اون کلاسیه ، که تو دلت باز شده بود

شلوغ شد و خواستم بیام ، خودش منو راهم نداد

بعدش تو دفتر سفید ، یه خط مشکی کشید و

نوشت غایب ! خاطره شو داری به یاد ؟

 این شد که من دلم گرفت ، حاضرارو غایب زدی

غایبای حقیقیرو ، هنوز کلاستون می خواد ؟!

نه نمی خوام غم بیارم ، جای خوشی ، توی دلت

اما یه خواهشی دارم ، اسمم تو حاضرا بیاد !

                                                  "مانا"

 

                  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 14:6  توسط مانا |