تبليغاتX
بی عشق زیستن نشاید! - حقیقتی تلخ
اول نامه جای دل تنگ,چند تا نقطه چین می گذارم...!
 

اکنون که این را می نویسم،از درد به خود می پیچم!

آزمون های خداوند دشوارند،خیلی سخت!

انسان مانند دانه ایست که پدر و مادر کشت می کنند،با هزار زحمت ان را پرورش داده و به جامعه  تحویل می دهند.نوجوان خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر هر جوی قرار می گیرد.گاهی برخی افراد عاقل فرق خوب و بد را می یابند،اما گاهی بدی ها از در خوبی وارد می شوند و او را فریفته می سازند.هیچ گاه نمی توان فهمید که این مسیر به کجاختم خواهد شد،سعادت یا نیک بختی !و هر کس ادعا کند که نقطه پایان را می داند،باید جهت افکارش را تغییر دهد چون حتما با مشکلات مواجه خواهد شد.اما این را بدانید که خداوند خیلی بزرگ است.اگر شما مسیر صافی که در انتها نا هموار خواهد شد را تشخیص ندهید.بالاخره روزی می رسد که پروردگارتان،دید شما را مانند دوربینی می کند که تا دوردست ها در افق را با چشم بصیرت بنگرید.آن زمان می فهمید که چه شد و شما کجا بودید و به راستی چه جهان بزرگ و چه پدیده ناقصی است انسان!بعضی وجود دارند که در حقیقت وجود ندارند و برخی نیستند ولی برای تو همیشه هستند!مسیر ناهمواری را که تشخیص دادی از ان منحرف شو و این بار جوانب را بسنج،سعی کن خود را بر سر دو راهی نگذاری تا قدرت انتخاب  را از تو بگیرد.در مقابلت چند راه مختلف بگذار و در افکارت تا انتها را عاقلانه بسنج.تنها ابتدا را نبین،ممکن است زرورق یک شکلات از جنس فویل معمولی باشد،وقتی آن را باز کنی می فهمی که چه قدر خوشمزه است.اگر دور شکلاتی بسته بندی زرین باشد،از آن دوری کن زیرا اگر مشکلی نداشت،احتیاجی به مزین نمودن را نیز نداشت.هر کس برای دست یابی به اهداف خود،دست به هر کاری خواهد زد و تو تنها زمانی پیروزی در حیات را بدست می آوری که از حواس خود به خوبی بهره بگیری!

 

                                                     آرزومند هدایت همه ما "مانا"

                                                                                

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 15:56  توسط مانا |