![]() |
![]() |
|
| اول نامه جای دل تنگ,چند تا نقطه چین می گذارم...! |
|
بگو بارونو میخوای می بارم هر وقتی بخوای! اگه بارونم کمه دریای اشکامو میخوای؟ یا که دریا هم کمه موجای دریا هم باشن! یه اشاره کن بگم نگام برات موجی بشن اگه راضی نشدی چی؟چه کنم؟! چشم خیس و عاشقو تقدیم کنم؟ منتظر بودم شما اینو بگید من با قلب خستتون مخالفت نمی کنم! حالا که مطیع شدم،تسلیمتون کاش که زودتر بگیرید تصمیمتون قلب من از انتظار خسته شده دنبال میون بره تا دلتون اگه دوستم داری اذیتم نکن به دل عاشق من با چشم بسته شک نکن اما بشنوم که دریارو با موجاش نمیخوای دیگه هیچ وقت نمیخوام پیشم بیای! «مانا»
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 13:24 توسط مانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فارسی زبانی 14 ساله قصد توصیف عشق دارد اما این وادی انقدر وسیع است که به رشته کلامش نمی اید.به امید جاودانگی اش!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|